راستش كمي تعجب ميكنم از اين كه در لولهكشي شهري ما آب جريان دارد و كليد، چراغ را روشن ميكند. مخابرات داريم و حتي از اينترنت استفاده ميكنيم. در خيابانهاي اسفالتشده خودروها در رفت و آمد هستند. غذاي گرم ميخوريم و از پوشاك امروزي استفاده ميكنيم.
بامزه اين است كه ما با نهايت نمكنشاسي مدام دهانمان را به گله و شكايت باز ميكنيم. چه در يك مسافرت كوتاه شهري با وسيله عمومي، چه در يك دورهمجمع شدن دوستانه، چيزي كه شنيده ميشود غر است و غر است و غر. گاهي افراد كارشناسي نيز ميكنند و با مهارت موجودي را ميسازند كه باني تمام تقصيرها و كوتاهيها باشد؛ ناگفته پيداست كه اين موجود معمولا دولت است!
اين طوري كه ما زندگي ميكنيم يا معجزهاي در كار است و يا عدهي قليلي با مرارت و زحمت، جور بقيه را ميكشند؛ به غير از اين حالات نبايد قدم از قدمي پيش ميرفت.