پس از صرف غذا به میخانه باز میگردم و در آنجا به طور معمول با صاحب میخانه و قصاب و آسیابان و دو آجرپز به بازی نرد مینشینم و بازی به نزاع و هیاهو و حتی اهانتهای بیپایان میانجامد و حتی وقتی هم که موضوع دعوا یک کواترینو (یک شصتم لیرهی ایتالیا) بیش نیست صدای نعرهها و فریادهایمان تا شهرک سان کاسیانو میرسد. پس از تنزل بدین پایه از پستی، سر از خاک برمیدارم و از رذالت سرنوشتم شکوه میکنم و در برابر لگدهایی که از او میخورم سر تسلیم فرود میآورم تا ببینم آیا سرانجام به شرم میافتد یا نه؟
بخشی از نامهی نیکولو ماکیاولی به فرانچسکو وتوری
نوشته شده در ۱۰دسامبر ۱۵۱۳
(ترجمه محمد حسن لطفی - با حفظ رسم الخط)
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:37  توسط هادی
|