مثلی هست که میگوید: «زمانی که با کسی دشمن میشوید، آن قدر پیش بروید که صورتش همچنان مشخص و آشنا باشد».
این سخن تاملبرانگیزی است؛ حتی برای خودم. بارها زمانی که نسبت به کسی در موضع خشم بودم، با نهایت بیانصافی در مورد تمام خصوصیاتش قضاوت کردهام. اگر حتی رفتار مثبتی از طرف سراغ داشتهام، منفی تعبیر و تفسیرش کردهام. بدتر از همه این که چیزهای ناخوشایند در رابطه را بارها و بارها در ذهنم تکرار و بازسازی کردهام که این کار مرا بیشتر و بیشتر در حالت خشم و میل به انتقام نگه داشته است.
با این همه هیچ گاه در موضع کینه باقی نماندهام و این افکار و احساسات مخرب فقط در ذهنم باقی مانده است. و زمانی بعدتر که به کل ماجرا فکر کردهام، نتیجه گرفتهام که چقدر مسخره بوده همهی جریان.
کاش میشد این نتیجه را در همان زمان شدت میگرفتم.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:7  توسط هادی
|