گروهی از هموطنهای مقیم خارج، ظاهرا عهد کردهاند که در کمال نمکنشناسی در آنجا نیز اخلاق شاکی و متوقع خود را حفظ کنند. از چیزهایی که در اکثریت این اشخاص بهشدت آزارنده است، شکایت بیمورد از غربت، مشکلات و در برزخ بودن ناشی از زندگی در سرزمینهای غربی است.
عزیزان؛ برگردید! کسی مگر جلوی شما را گرفته است؟
اصلا نمیدانم چطور آن کشورها شما را پذیرفتهاند؟ بعد از سالها زندگی در آنجا چون دلتان برای چیزهایی در سطح کشک و بادمجان، گپزدن با باجناق و پیژامه راهراه تنگ میشود؛ و به شدت دلخورید از این که مامور مالیاتی چطور با دیدن یک تراول چک تمام قوانین مالیاتی را زیر ماتحتش نمیگذارد و این جمله مسخره ابلهانه که هیچ کدام به معنیاش درست فکر نکردید، ورد زبانتان است: «در ایران پول درآوردن خیلی راحتتر و سرشارتره». (بله همین طور است، فقط باید رانتخواری، زد و بند، ارتشا، نزول، اتحکار، فرار مالیاتی، قانونشکنی را ارکان پول به جیبزدن بدانیم).
قیافهی فکسنیتان مایه خجالت، حرفزدن اطواریتان گوشخراش، کارهایی که به آن مشغولید مایهی عبرت، و بیخاصیت بودنتان مثالزدنی است.
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:3  توسط هادی
|