تبليغاتX
بودن و مجازی بودن - نق‌زدن نزد ایرانیان است و...
اگر می‌توانستم خلاصه کنمِ این قدر نمی‌نوشتم - بتا ۱

نق‌زدن در ایران طرفداران خیلی زیاد و پروپا قرصی دارد. هر جا که گوش تیز کنید، صدای قوی‌ آن را خواهید شنید. تقریبا همه ناراضی هستند، چرا؟ نمی‌دانم. با این همه چند فرض را عنوان می‌کنم:

یک. ایرانیان خود را لایق بسیار بهتر از اینی می‌دانند که هستند. این حالت فی‌ذاته بد نیست، اگر باعث رشد و بهبود مداوم شود. اما غر زدن خالی سبب چنین چیزهایی نیست.
دو. ما در چیزهایی که معترض به آن هستیم، نقشی نداریم و صرفا قربانی هستیم. این هم فرض درستی نیست، ما در بسیاری از نابسامانی‌ها فاعل مستقیم هستیم؛ مثال‌های رانندگی و رعایت تمیزی محیط شهری (خصوصا در تهران) برای بطلان این نظر کافی است.
سه. اعتراض نق‌مانند از کارهای لذت‌بخش این دنیاست، ما غر می‌زنیم چون در نتیجه این کار کیف عجیبی می‌کنیم. این هم به نظر درست نمی‌آید، روانشناسی می‌گوید تکرار زبانی چیزهای منفی و ناراحت‌کننده برای سلامت روان آدمیزاد ضرر دارد.

به گمان من ما مردمی هستیم که خدا برکت خیلی زیادی نصیب حالمان کرده است، در عین حال توان فهم و قدرت شکر را از ما گرفته است. این ‌برکات و نعمات ما را پخته‌خوار و تنبل کرده‌است، مثل خیلی از بچه‌پولدارهای پرتوقع غرغرو، تا جایی که برای خم شدن و برداشتن سکه‌ی طلا از روی زمین هم کاهلی می‌کنیم.

واقعا نیازی هست که صدمیلیون بار به ما یادآوری شود که چه موقعیت جغرافیایی‌ای داریم، چه منابعی، چه معادنی، چه خاکی، چه سابقه‌ای، چه نقشی، چه امکانات بالقوه و بالفعلی، چه وفور نعمتی، و صدها چیز دیگر؟ از کجا به این نتیجه رسیده‌ام که مدام خود را با چند کشور استثنایی جهان قیاس ناقص کنیم و در نتیجه این قیاس به بدبختی خود ایمان بیاوریم؟ چه کسی به ما گفته که همه‌ی مشکلات‌مان زیر سر دولت‌ها و حکومت‌ها‌ی داخلی و خارجی است؟ چرا دنبال درمان بیماری غر نیستیم؟ این بیماری ما را علیل و افسرده کرده و بدبختمان خواهد کرد، و نیاز به درمان آن به معنی واقعی عاجل است.

نمی‌دانم که آیا ممکن است که یک بچه‌پولدار بدون آن‌که به فلاکت بیافتد، به راه راست رهنمون شود؟ اما امیدوارم برای قدردان شدن و به خود آمدن ما ایرانی‌ها دوره‌ی فلاکت لازم نباشد. گذاراندن دوره‌ی فلاکت، واقعا فلاکت‌بار است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 0:2  توسط هادی  |