بیش از دو ماه قبل در پستی به نام «استعداد هولناک» در مورد امی واینهاوس نوشتم:
امی خواننده بسیار مستعدی است و کارش خیلی پختهتر از همکاران هم دوره و هم سنش است. اما به نظر میرسد که ظرف درونش تاب این استعداد سهمگین را ندارد...
خبر اعطای پنج جایزهی گرمی به امی و ویزا ندادن دولت آمریکا به او (به علت اعتیاد به مواد مخدر و جنجال پیرامون این اعتیاد) نشان داد که نه مورد استعدادش اشتباه کردهام و نه در مورد مشکل با کنار آمدن این استعداد.
اما در همان زمان، خوانندهای به نام ماهنگار در تنها نظری که برای آن پست ثبت شد، نوشت:
نظراتتان درباره امی هاوس بیبشتر حسی است تا فنی و تجربی. در کمال احترام نسبت به نظرات شخصیتان به عنوان کسی که چندین سال در زمینه موسیقی در همان سرزمین خانم خواننده کسب تجربه کردهام اجازه میخواهم با نظراتتان مخالف باشم. به نظرم "استعداد سهمگین" واژه بسیار احساسی است برای تعریف یا تنقید کاری و هنرمندی. میتوانم نقد کاملی از سبک کار ایشان در اختیارتان بگذارم. باز هم اضافه میکنم که ورای سلایق شخصی نظراتتان را خواندم. با شما موافق نیستم.
با این که از ایشان خواستم حتما نقد کامل را در اختیارم بگذارند، به عهد وفا نشد؛ شاید دوباره به انگلستان (سرزمین خانم خواننده) بازگشتهاند و فرصت این کار دست نداده است.
به هر حال، این پست را نوشتم تا بگویم گاهی اوقات برای اثبات حقانیت عمل و گفتهتان باید صبر کنید، ممکن است که دیر به نتیجه برسید - حتی در حد چندین دهه - اما به شیرینی ثمرهاش میارزد. از پدرم تشکر میکنم که در یکی از بحرانیترین دوران زندگی کاریام مرا به صبر توصیه کرد، بدون هیچ شماتتی.