در دنیای جدید عناوین مختلفی جعل و تعریف شده است که با طی کردن دورهها و گذراندن موقعیتهای خاص میتوان آنها را کسب کرد. پروفسور، دکتر، مهندس، آیتالله، کارشناس، گروهبان و... از این جملهاند.
از آنجایی که هیچ عنوانی ندارم، و هیچ دورهای برای کسب تاییدیه طی نکردهام، نظرم را در مورد این نظام ارزشگذاری و طبقهبندی بیان نمیکنم. اذعان دارم باید بگویم که تا به حال کمتر کسی دیدهام که از دانشگاه، حوزه یا دوره چیزی یاد گرفته باشد، به نظر میآید که در کشور ما چنین نهادهایی با کشتن شوق آموختن - و نابود کردن منزلت آن - یک رتبهی اجتماعی و یک گواهی گذراندن بعضی دروس میدهد. از دانشگاهایی مثل استانفورد و امآیتی چیز زیادی نمیدانم، برای همین قید میکنم که نظرم ناظر به مشاهداتم در ایران است.
دوست دارم یک حکایت بامزه در این ارتباط تعریف کنم:
در یک محیط کاری کسی از من پرسید که در دانشگاه چه رشتهای خواندهام؟ گفتم هیچ. فکر کرد سوالش را متوجه نشدهام، به سادگی پاسخ دادم که برای تحصیل به دانشگاه نرفتهام. نمیدانم چرا دوباره سوال کرد که کلاس زبان کجا رفتهام. پاسخ دادم هیچ کجا. طاقتش ظاهرا طاق شد: آقای صباغ شما دبستان و دبیرستان را که گذراندهاید!؟ و قهقه هر دومان بعد از این سوال آخر بلند شد.
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:17  توسط هادی
|