تبليغاتX
بودن و مجازی بودن - مثل هوایی که تنفس می‌کنیم
اگر می‌توانستم خلاصه کنمِ این قدر نمی‌نوشتم - بتا ۱
عاقبت فیلم مستندی را که گری هاس‌ویت درباره‌ی قلم (=فونت) هل‌وتیکا ساخته است، دیدم. مدتی بود که خبر ساخته شدنش را داشتم و به محض این که منبعی برای دانلودش یافتم، فوری دست به کار شدم. این از معدود آثاری بود که به محض اتمام دانلود، تماشا کردمش. سال‌هاست که طراحی بسیار محکم قلم هل‌وتیکا برایم مبهوت کننده و بسیار جذاب بوده است. مطمئن هستم که خواننده‌ی این وبلاگ گونه‌های مختلف هل‌وتیکا را بارها و بارها در جاهای مختلف دیده، البته شاید نام آن را نمی‌دانسته.
فیلم بسیار خوش ساخت است. گفتگوهای جذاب، نگاه تیزبین، انتخاب بجای مصاحبه‌شوندگان، شروع عالی، موسیقی خوب و تدوین هوشمندانه دیدن این فیلم مستند را به اندازه‌ی یک فیلم داستانی خوب، سرگرم‌کننده و لذت‌بخش گردانده است. از گری هاس‌ویت پیش از این چیزی ندیده بودم، اما این فیلم چنان بر من خوش آمد و موثر افتاد که از این پس سعی می‌کنم ساخته‌هایش را تعقیب کنم.
همچنین فیلم برای علاقه‌مندان طراحی یک کلاس درس کوتاه مدت اما پربار به حساب می‌آید که استادان به نام در آن سخنان نغز می‌گویند.
اما نکته‌ای در مورد مورد هل‌وتیکا: سال‌ها پیش یک مکانیک را دیدم که با تحسین و عشق از وانت تویوتا ۸۴ تعریف می‌کرد. او تمام احساس و نظرش را در یک جمله خلاصه کرد؛ «تی‌یو‌تا ۸۴ این قدر خوبه که انگار خدا ساختدش». شاید یک علاقه‌مند به موضوع قلم‌های چاپی بتواند چنین سخنی را در مورد هل‌وتیکا بگوید.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:56  توسط هادی  |